السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
27
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
عبدالحق دهلوى از ميمونى نقل كند كه ابنالمدينى در بصره بعد از رويداد « محنة » به من گفت : اى ميمونى در اسلام هيچ كس به مانند احمد قيام نكرد . من از اين گفتهى او به شگفت آمدم ، زيرا ابوبكر در مقابل اهل ردّه قيام كرده بود . گفتم : به چه دليل و در چه مورد ؟ گفت : ابوبكر يارانى داشت ، ولى احمد يار و ياورى نداشت . در عين حال قيام كرد . « 1 » آيا از اين عبارات ، برترى او را نسبت به ابوبكر نمىتوانيم به دست آوريم ؟ ! و اينك نمونهاى از آنچه كه در كتاب « سيراعلام النبلاء » دربارهى او آمده است : امام احمدبنحنبل ، او بحقّ ، امام است و به راستى شيخالاسلام . . . . يكى از پيشوايان بزرگ . . . عبداللَّهبناحمد خبر داده است كه سفيانبنوكيع به او مىگفت : از پدرت حدود چهل سال قبل مسألهاى را دربارهى طلاق پيش از ازدواج به ياد دارم كه گفت : از رسول خدا صلىاللَّهعليه ( وآله ) و سلم و از على و ابنعبّاس و بيش از بيست نفر از تابعين روايت شده است كه اين كار اشكالى ندارد . من از پدرم اين مطلب را سؤال كردم . گفت : درست است . آرى من اين چنين گفتهام . نيز گويد كه به ياد دارم كه از ابوبكربنحمّاد شنيدم كه مىگفت : از ابوبكربنشيبه شنيدم كه مىگفت : نبايد به احمدبنحنبل گفته شود كه از كجا مىگويى ؟ از ابواسماعيل ترمذى شنيدم كه از ابننمير ياد مىكرد كه مىگفت : در نزد وكيع بودم . مردى يا گروهى از شاگردان و طرفداران ابوحنيفه نزد او آمده و گفتند : در شهر ما مردى از بغداد آمده و دربارهى برخى از كوفيين سخنانى مىگويد . وكيع او را نشناخت . در اين هنگام احمد از راه رسيد ، گفتند : اين همان مرد بغدادى است . وكيع روى به احمد كرده و گفت : يا ابا عبداللَّه شما كجا و اينجا ؟ بعد روى به حاضران كرده و گفت : جاى دهيد و راه بگشاييد . شروع كردند به استفاده علمى و پرسشهاى مختلف از همان كسى كه قبلًا او را نمىشناختند و او هم به احاديثى از رسول خدا استدلال مىكرد ، به وكيع گفتند : اين شخص در حضور تو جرأت مىكند اين مطالب را بگويد ! ! گفت : مردى كه از
--> ( 1 ) . رجال المشكاة شرح حال او .